نگاهت را از ما نگير!
|
نگاهت را از ما نگير!
خانه فيروزهای- مناف يحييپور:
انگار همه چيز هستي درجهها و مراتبي دارد.
در لحظه لحظه زندگي، معمولاً با طيفهايي روبهروييم كه دو نقطه صفر و صد يا سفيد و سياه، در دو سر آنها قرار دارند و هربار بايد ببينيم كجاي اين طيف ايستادهايم و به كدام سمت آن نزديكتريم يا نزديك ميشويم. حتي در بودن و نبودن يا چگونه بودن هم با اين طيف خاكستري ميان آن دو نقطه سياه و سفيد روبهرو ميشويم. مثلاً در خوبي و خوب بودن يا خوب نبودن آدمها يا اطمينانداشتن به آنها، فقط دو نقطه نداريم كه همه كساني كه خوباند يا به آنها اطمينان داريم در يك نقطه قرار بگيرند و افراد مقابل هم در نقطه روبهرو؛ بلكه يك عالمه نقطه داريم، به تعداد آدمها و به تعداد رويدادها كه همان طيف را تشكيل ميدهند و آن دو نقطه در واقع نقطههاي اوج مثبت و منفي ماجرا به شمار ميآيند. ماجراي باور كردن و اطمينان هم، همينطور است. معمولاً هر وقت اتفاقي بيفتد، درجه اعتماد و اطمينان ما به رخ دادن و چگونگي رخ دادن آن رويداد، متناسب است با نوع اطلاع ما از آن. گاهي خبر را از فردي ميشنويم كه راستگو نيست. اينجور وقتها به نقطه صفر آن طيف نزديكيم و اغلب مثل داستان چوپان دروغگو، خبر را باور نميكنيم. گاهي فردي خبر ميرساند كه درست نميشناسيمش و به همينخاطر خيلي قطعي يا دست كم با همه جزئيات به درستي خبر اعتماد نميكنيم؛ اما وقتي كه فردي راستگو و قابل اعتماد خبر برساند، بهطور كامل اطمينان پيدا ميكنيم. با اين همه، اما هنوز با نقطه صد، فاصله داريم. شايد به همين خاطر است كه آن ضربالمثل معروف در ميان ما رايج است كه «شنيدن كي بود مانند ديدن». اينجا بحث باور كردن يا باور نكردن مطرح نيست؛ بلكه موضوع چگونه باور كردن يا چگونه دريافت كردن و درك كردن يك رويداد يا سخن است. به همين دليل است كه ديدن، درجه اطمينان ما را بالا ميبرد و هر وقت ميخواهيم اوج اطمينان خود را نشان بدهيم، ميگوييم: «خودم با دو تا چشم خودم ديدم.» ديدن يا در واقع ديده شدن شايد به خاطر همان اطمينان بالا، همراه خودش نوعي شرم و مراعات هم ميآورد. توي زندگي روزمره هم گاهي جملههايي از اين قبيل به زبانمان ميآيد كه «تو چشام نگاه كرد و گفت...» يا «روم نميشه نگاهش كنم» يا گاهي از اين كه ديگران ما را در حال خاصي، در جاي مشخصي و يا در كنار شخص معيني ببينند، افتخار ميكنيم، يا برعكس، ممكن است خجالت بكشيم. حالا فكر كنيد اگر كسي هميشه ما را ببيند، رفتار ما چهطور ميشود؟ منتها انگار هنوز بعضي از ما، بهطور جدي باور نداريم كه او همه جا و در همه حال و همه وقت ما را ميبيند. او شاهد خوب و بد و زشت و زيباي رفتار و گفتار ماست. مگر نه اين كه بصير يكي از نامهاي اوست و معناي ساده نامش اين است كه ما را و جهان را ميبيند و از حال ما آگاه است. او كه به ما چنين تواني خواهد داد، خود تيزترين نگاهها را دارد و لايههاي دروني رفتار و حال ما را هم ميبيند. اگر زود واكنش نشان نميدهد و چيزي به رويمان نميآورد، روي حساب ديگري است، اين از صبر و ستاريت او خبر ميدهد. پس بهتر آن كه باز به خود او پناه ببريم و خودش را صدا بزنيم: «يا ابصر الناظرين» و از او بخواهيم كه نگاهش را از ما نگيرد و سايه نگاهش را با پوشش مهربانياش بر سر ما بگيرد. |
منبع:
